![]() |
![]() |
|
| ای سکوت ملکوت مسعود مهر و سجاده ی من آغوشت بوسه هایم همه ارزانی خاک کویت |
|
موج ویرانگر کمترین چیز که از چهره ی تو می خوانم دل پاکی است که چون تکه ی الماس به شب می تابد لحن آرام و دل دریایت بارها روح مرا از غم و زنگار زدود موج ویرانگر دریای نگاهت به افق در گوشم غزلی زمزمه کرد که به خود بالیدم وسعت صفحه ی پر نور نگاه ذهنت مثل یک خورشید است که مرا می خواند تا دل غم زده ام را سر و سامان بخشم تو همان کس بودی که مرا فهمیدی تا در آن فهم تو فهمیده شوم و تو آنی هستی که دل خسته و آرامم را و هر آن چیز که در این دل بود ساده تقدیم نگاهش کردم و در این ثانیه های گذرا آخرین حرف که من قدرت آن را دارم تا که از عمق وجودم به تو راحت بزنم تا همین حد که تمام شرر و شعر وجودم همه تقدیم تو باد .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 16:3 توسط مسعود اسماعیلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به نام عشق و لایقترین معشوق
اینجا تنها نقطه ای از دنیاست که میتوانی با آرامش درد و دل کنی . زیرا آن کسی که درد و دلت را میشنود درد را با دو دستش لمس کرده است و خوب می داند تو چه کشیده ای .پس با من حرف بزن و بدان که بهترینها را از دل و جانم برایت خواهم نوشت . و در آخر : تقدیم به آنکه جای پایش تا ابد بر روی قلبم باقی خواهد ماند . MFA |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
اشعار زیبای شما نظرات بنده و دیگران در مورد اشعار زیبای شما |
| پیوندها |
|
سایت تخصصی ادبیات ( سایت دوم خودم) سایت اشعار دوست خوبم مجید براي شما يه سايت ادبي زيبابراي عاشقا اينم يه سايت پاك و جالب براي همه |
|
RSS
|